السيد محمد حسين الطهراني

195

امام شناسى (فارسى)

متّصل دارد در اين قضيّه در كتب بزرگان « 1 » و مهرهء فنّ حديث و تفسير و تاريخ و كتب فضائل و مناقب با بسيارى از سندهاى صحيح و حسن و موثّق ضبط و ثبت شده است . و براى هر كس كه فىالجمله اطّلاع بر كتب اخبار داشته باشد جاى ترديد و شبهه نمىماند كه اين مزيّت و شرافت كه مقام عصمت است طبق اين روايات قطعيّه انحصار به حضرت رسول خدا و امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام دارد ، زيرا شواهد و قرائن قوليّه و عمليّه از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم به قدرى است كه هر خبير و بصيرى را بر اين امر واقف و از مرحلهء شكّ و ظنّ و احتمال بيرون برده او را به سر حدّ قطع و علم اليقين مىرساند . زنان پيامبر مصداق اهل بيت نيستند اوّلا - رسول خدا پنج تن را با هم جمع نموده و پهلوى هم نشانيده و دعا براى عصمت آنها نموده است نه آنكه در اطاق متفرّق باشند تا شبههء آن رود كه اختصاصى به آنان ندارد بلكه فرضا اگر ديگرى هم در آنجا بود مشمول اين فضيلت مىشد . ثانيا - آنكه عبا و كساى خيبرى بر سر آنها كشيده و بدين قسم آنها را در يك مرتبهء متّصل به هم كه جامع آنها همان بودن در زير كسا باشد قرار داده است . و ثالثا - اين انحصار به قدرى قوى و غير قابل ترديد است كه در مكان خلوت در اطاق امّ سلمه اين كساء را انداخته كه بفهماند منحصرا اين عصمت راجع به اينهاست زيرا كه چون در مكان خلوت آن حضرت اين كسا را انداختند فهميده مىشود كه مراد ، حصر حقيقى است نسبت به تمام افراد حاضرين و غائبين ، امّا اگر مكان پرجمعيّتى بود چنين محتمل بود كه در ميان جماعت حاضرين اين عدّه مخصوص گشته‌اند و نسبت به ديگران اين حصر فهميده نمىشد . رابعا - آنكه مىفرمايد : اللّهمّ انّ هؤلاء اهل بيتى « خدايا اينان اهل بيت من‌اند » يعنى اين افراد فقط اهل بيت مرا تشكيل مىدهند ، و اگر احيانا افراد ديگرى مانند زنهاى پيغمبر يا اقوام و عشيرهء آن حضرت نيز جزء اهل بيت بودند بايد بفرمايد : هؤلاء من اهل بيتى « خدايا اين افراد زير كساء از جملهء اهل بيت من هستند » نه اينكه

--> ( 1 ) بالأخصّ در كتاب « غاية المرام » بحرانى و « عبقات الأنوار » مير حامد حسين هندى و « شواهد - التنزيل » حاكم حسكانى .